خانه / سایر بخش ها / اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق

 

اصول خانواده موفق – جلسه اول


خانواده؛ مکانی برای آرامش

یکی از تعاریفی که می‌توان در ارتباط با خانواده مطرح کرد این است که خانواده محلی است که فرد بعد از فعالیت‌های روزانه و مشغله‌های روزمره برای بازیابی آسایش و آرامش به آنجا می‌رود. در این بخش ممکن است هم از تعبیر خانه و هم خانواده برای این مفهوم استفاده کنیم.

آیا خانواده موفق، نتیجه انتخاب‌های خوب است؟

چه عواملی نیاز است تا بتوان زندگی مطلوب و موفقی را بنا کرد؟ انتخاب همسری کامل و ایده آل؟ داشتن منزلی با محیط و مساحتی مطلوب؟ …

ما قصدمان ایده آل نگری به موضوع خانواده و مباحث پیرامون آن نیست بلکه به دنبال آن هستیم تا بنا به وضع موجود بدانیم که چه کنیم تا احساسِ داشتنِ یک خانواده موفق را از درون حس کنیم و از داشتن چنین خانواده ای لذت واقعی را ببرم.

مخاطبان این دوره چه کسانی هستند؟

مخاطب این بحث افرادی هستند که زندگی مشترک خود را به تازگی آغاز کرده‌اند و قصد دارند یک خانواده جدید و جدا از خانواده‌های قبلی خود را تشکیل دهند. پس پشیمانی و گفتگو در ارتباط با انتخاب‌های گذشته در این بحث جایی ندارد. البته توجه به نکات مربوط به قبل از این مرحله قابل توجه است ولی موضوع بحث ما نیست.

محوریت بحث را مرد و زن خانواده، یا به عبارتی پدر و مادر آتی آن تشکیل می‌دهند.

موضوعات مطرح شده در این بحث در ارتباط با کل خانواده است با تمام اجزای آن، نه فقط به عنوان مثال تربیت فرزند که قسمتی از وظایف و حیطه‌های یک خانواده را تشکیل می‌دهد.

مخاطب ما خود شما هستید.

مخاطب این بحث خود شما که در حال گوش دادن و دیدن بحث هستید می‌باشد، نه شخص دیگری. به عبارت دیگر بحث در ارتباط با رفتار و نقش شما در بنا کردن خانواده ای موفق است نه اینکه بخواهید وظایف همسر و یا در ادامه فرزندان را بازشناسی کنید و از آن‌ها توقع دیدن آن رفتارها و وظایف را داشته باشید.

در این بحث قصد بر این است که شما بخواهید وظایف خود را در ایجاد یک خانواده موفق بشناسید و با التزام به آن‌ها سعی در ایجاد این خانواده داشته باشید. البته باید دقت داشت خودِ «خواستن» یکی از پله‌های اولیه و اساسی این بحث است.

اهمیت نقش فرد در زندگی موفق

یکی از دلایلی که انتخاب مخاطب را فرد قرار داده‌ایم این است که چنین رویکردی باعث می‌شود هر نفر خود را به شخصه مورد توجه قرار دهد و به نقد طرف مقابل نپردازد بلکه به اصلاح رفتار و عملکرد خود بپردازد تا از این طریق در رسیدن به یک زندگی موفق قدمی بردارد و داشتن چنین دیدی که در هر موقعیتی در جستجوی این باشیم که من چه کاری کنم که شرایط بهتر و مطلوب تر شود؟ خیلی زیباتر و مؤثرتر است تا اینکه از دیگران متوقع باشم و در انتظار انجام حرکتی از سوی ایشان باشم.

هدف ما: بیان اصول و قواعد زندگی موفق

گفتگوی ما پیرامون مطرح کردن و حل مشکلات موردی نیست البته این بدان معنا نیست که چنین کاری غلط است؛ بلکه می‌خواهیم از طریق بیان کردن اصول و قواعدی نحوه تشکیل یک زندگی خوب را بیان کنیم که اگر به این قوانین پایبند و وفادار باشیم ان شاءالله زندگی زیبا و کم عیبی را خواهیم داشت. پس در طول بحث به دنبال پیدا کردن جواب مشکلات خود نباشید بلکه آن‌ها را به صورت موقت در گوشه ای قرار دهید و بحث را به عنوان یک شروع مجدد دنبال کنید.

احساس موفقیت مهارت بسیار مهمی است.

بحث ما پیرامون احساس موفقیت و هنر لذت بردن از زندگی است به این معنی که به دنبال آن نباشید تا با اقدام و یا گفتن جمله ای از طرف یک شخص این احساس موفقیت به شما هدیه شود. بلکه تنها کسی که می‌تواند باعث ایجاد این احساس شود خود شما و نحوه نگاهتان به زندگی است. این احساس جایی نیست جز در درون شما. شما می‌توانید یک تابلو نقاشی را هم به دیده نقادانه نگاه کنید و ایرادات آن را مورد توجه قرار دهید و هم می‌توانید از دید زیبایی شناسانه نظر کنید و از زیبایی‌های آن لذت ببرید. همچنین باید توجه داشت موفقیت و خوشبختی حقیقی است درونی و حس کردنی و با مادیات و عوامل بیرونی تأمین نمی‌شود. به عبارت بهتر، احساس موفقیت و خوشبختی یک مهارت است که باید آن را فرا گرفت.

تعریف خانواده

خانواده حداقل از دو نفر تشکیل شده است که بر اساس تعهدی تکوینی با یکدیگر پیوندی برقرار کرده‌اند و در واقع بعد از جاری شدن صیغه در بین آن‌ها از لحاظ وجودی تغییراتی در آن‌ها به وجود می‌آید که برقرار شدن مودت و محبت در میان آن‌ها یکی از این اتفاقات است که قرآن به آن اشاره می‌کند و از آن تعبیر به آیه و نشانه خداوند می‌کند. این دو فرد ارتباطات و تعاملاتی تکراری با یکدیگر برقرار می‌کنند و به صورت معمول در مکانی مشترک با یکدیگر زندگی می‌کنند. و همچنین این دو از خصوصی‌ترین نقاط زندگی یکدیگر مطلع هستند و به خاطر همین ویژگی است که قرآن در بیان خصوصیت زن و مرد نسبت به یکدیگر از تعبیر «لباس» استفاده می‌کند که در واقع عیب‌ها و نقص‌های یکدیگر را می‌پوشانند.

نکته دیگر این است که این افراد علی رغم اختلافات و تفاوت‌ها در سلایق با یکدیگر زندگی می‌کنند و این باید ویژگی هر زن و مردی باشد که قصد دارد زندگی تشکیل دهد زیرا اصلی‌ترین نکته در تشکیل خانواده این است که همراه با اختلاف سلایق بتوانیم به صورت مسالمت آمیز در کنار یکدیگر زندگی کنیم.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه دوم

یادآوری: در ارتباط با تعریف خانواده و همچنین هدف و مقصود این سلسله مباحث گفتگو کردیم. همچنین گفته شد که مخاطب این بحث خود من هستم و قرار است وظایف خودم را در ایجاد یک خانواده موفق بشناسم. ویژگی‌های اصلی و اساسی یک خانواده را برشمردیم. آخرین این ویژگی‌ها که به آن اشاره شد اختلاف سلایق بود و گفته شد هنر زن و مرد در زندگی کردن با وجود این اختلافات و تفاوت‌هاست.

اختلاف، طبیعت زندگی مشترک

تفاوت و اختلاف نظر میان دو نفر که خانواده را تشکیل می‌دهند بسیار عادی و عقلانی است، زیرا هر دو آن‌ها تا قبل از ازدواج در دو محیط مجزا و متفاوت که همان خانواده باشد بزرگ شده‌اند و عادات مخصوص به خود را داشته‌اند و این کاملاً منطقی است که این زوج در زندگی مشترک خود با یکدیگر اختلاف سلیقه داشته باشند.
این در حالی است که همین وجود اختلاف از شگفتی‌ها و زیبایی‌های طبیعت است. زیرا اگر که این تنوع و گوناگونی در موجودات و جانداران وجود نمی‌داشت زندگی برای آدمی بسیار کسالت آور و غیر قابل تحمل می‌گردید.

نشان رشد آدمی، تحمل اختلافات است.

نشان رشد و بلوغ آدمی این است که بتواند با دیگران علی رغم اختلاف سلیقه زندگی کند. این ویژگی تنها در زندگی مشترک نمود ندارد بلکه در محیط کار، محیط تحصیل، مسافرت و … نیز نشان داده می‌شود.
پس به این نتیجه رسیدیم که همه انسان‌ها با یکدیگر متفاوت هستند، دانستن این مطلب و پذیرفتن آن نگرش آدمی را در زندگی اصلاح می‌کند و باعث آرامش و تسکین او می‌شود.

پذیرش اختلافات به معنای عدم تغییر و تربیت نیست.

پدیرش اختلافات، به معنای بسته بودن باب تربیت نیست. بلکه منظور در این است که اگر قصد تغییر در رفتار نادرست و ناپسند کسی مثل فرزند و یا همسر خود را داریم بدانیم که خلق و خو و ویژگی‌های او با من متفاوت است از این رو نیاز به گذر زمان و صبر کردن است تا این تغییر در رفتار او صورت پذیرد.

خانواده محلی بسیار مساعد جهت رشد آدمی

خانواده محلی بسیار مساعد جهت رشد آدمی است. زیرا انسان را برای داشتن یک رابطه اجتماعی سالم و موفق محیا می‌سازد. اگر آدمی بخواهد به میل خود پیش رود همیشه زمان تنهایی و مجردی را ترجیح می‌دهد؛ چنین روشی هیچگاه آدمی را آماده تعامل با دیگران نمی‌سازد.

لذت‌های زود گذر، هرگز مسائل و ناخوشی‌ها را حل نمی‌کند

احساس نشاط و شادابی حقیقی، در درون و باطن است. یعنی هر چه خود را فریب دهیم و یا دیگران ما را فریب دهند، در درون خود می‌یابیم که این نشاط موقتی است و بعد از پایان یافتن اثر این خوشی‌ها، آن باطن ناراحت و نا آرام من در سر جای خود باقی است. پس به واقعیت‌های ادراکی خود و به خلقت خدا (فهم و درک) احترام بگذاریم و بدانیم تا ریشه مشکلات خود را حل نکنیم نمی‌توانیم با سرپوش گذاشتن بر روی آن‌ها احساس آرامش و خوشبختی را در خود ایجاد کنیم.

ما عامل ناراحتی و خوشی دیگران را می دانیم و می‌فهمیم.

برای شروع و اصلاح زندگی کافی است انتظارات و علایق خود را در زندگی بنویسید، به روشنی می‌بینید که برای شما مشخص و قابل بیان است. ویژگی و خصوصیت عجیب دیگری که ما به عنایت خدا از آن بهره مندیم این است که دیگران را نیز به واسطه شناخت خود درک می‌کنیم، می دانیم دوست و یا همسرمان در چه موقعیت و با چه چیزی شاد و خوشحال می‌شود و با چه چیزی ناراحت و افسرده.

اولین اصل طلایی: هرآنچه برای خود می‌پسندی برای دیگری بپسند.

از اعمالی که دین بسیار به ما توصیه می‌کند و روایاتی نیز پیرامون آن بیان شده است این است که هر آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران نیز بپسند چنانکه امام صادق (علیه السلام) فرموده است که از حقوق مؤمن بر مؤمن دیگر این است که آنچه را که برای خود می‌پسندد برای او نیز بپسندد. با رعایت کردن این نکته، خود من نیز نفع می‌برم زیرا خدمت به دیگری لذتی در وجود من ایجاد می‌کند که وصف شدنی نیست و قابل مقایسه با لذت‌های ناشی از دستیابی به منافع شخصی نیست.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه سوم

یادآوری: در جلسات قبل پیرامون مفهوم خانواده صحبت کردیم و تعاریفی در مورد آن ارائه شد. همچنین گفته شد که مخاطب ما خود فرد و یا به عبارتی خود شما هستید. قرار شد که ما در این سلسله مباحث، اصول و قواعد کلی را برای داشتن یک خانواده موفق بررسی و مرور کنیم. یکی از اصولی که به آن اشاره شد این بود که آنچه برای خود می‌پسندیم برای دیگران نیز بپسندیم. همچنین متوجه شدیم از شگفتی‌های خلقت در وجود ما این است که به روشنی خوبی و بدی را در درون خود درک می‌کنیم و همچنین از همین طریق می‌توانیم سایرین را درک کنیم. همچنین بیان شد که افراد از نظز سلایق و علایق بایکدیگر متفاوت هستند و قرار نیست که همه مثل هم باشند و مهارت زندگی مشترک یعنی زندگی در کنار شخص دیگری که از لحاظ سلیقه با من تفاوت دارد.

انصاف؛ سید اعمال

در فرموده ای از امام صادق (علیه السلام) آمده است که سید اعمال انصاف است. سید به معنی بزرگ و والا است و این بدان معناست که بزرگ‌ترین و بلند مرتبه ترین عمل در نزد خدا انصاف داشتن است و انصاف چیزی نیست جز همان مفهومِ «هرآنچه که برای خود می‌پسندی برای دیگران بپسند و از هر آنچه که برای خود نمی‌پسندی برای دیگران نیز نپسند.»

به عبارتی دیگر انصاف یعنی همان دستوری که عقل به ما می‌دهد زیرا اگر دقت کرده باشید زمانی که کسی رفتاری به دور از قواعد عقل نسبت به دیگری انجام می‌دهد به او می گوییم «انصاف داشته باش، انصافت کجا رفته؟»

تذکر: تفاوت‌هایی در احکام خدا و احکام بشر وجود دارد. توصیه‌های بشر حاصل گذر زمان و تجربه است و امکان دارد با همان گذر زمان نقض شود ولی در نظام الهی قوانینی که برقرار است مطابق است با خلقت آدمی و جهان و هیچگاه امکان ندارد نقض شود. به عبارت دیگر خداوند از حقیقت خبر می‌دهد ولی آدمی از روی تجربه و آزمون خطا به نتیجه می‌رسد و از این رو قابل مقایسه نیست.

احکام الهی احکامی حقیقی

دستورات و احکام خداوند اصولی هستند اثر گذار. یعنی فرضیه و تئوری نیستند که نیاز به اثبات و آزمون و خطا داشته باشند.

تفاوت دیگر نیز در این است که احکام الهی از جانب کسی است که خود خالق است. یعنی آفریننده ای که این جهان و انسان را خلق کرده است راه و روش مربوط به چگونه زندگی کردن انسان در این جهان را ارائه کرده است و این بی شک قابل مقایسه با احکام بشر که خود مخلوق است نمی‌باشد.

از ویژگی‌های دیگر احکام الهی آن است که برای همه‌ی ابنا بشر است، در هر مکان و هر زمانی و هیچ تفاوتی در مورد افراد ندارد. زیرا ماهیت وجودی تمام انسان‌ها یکی است و فطرتی که همه از آن برخوردار هستند دارای یک قواعد و اصول ثابت و مشخص است.

از خصوصیت دیگر احکام الهی آن است که اگر یکی از آن‌ها به خوبی و درستی رعایت و اجرا شود بر تمامی زندگی فرد اثر می‌بخشد و باعث سامان یافتن جنبه‌های دیگر زندگی نیز می‌شود زیرا هر خیر و خوبی سایر خیر و خوبی‌ها را به سمت خود جذب می‌کند؛ و بالعکس هر شر و بدی باعث گسترش شرور در سایر قسمت‌ها می‌شود.

چرا خوبی‌ها را زندگی نمی‌کنیم؟

بسیاری از ویژگی‌های خوب و پسندیده را می‌شناسیم و دوست داریم و نشان این دوست داشتن همان است که از سایرین توقع داریم با چنین مشخصه‌هایی با ما رفتار کنند ولی آیا به همه این ویژگی‌ها عمل می‌کنیم؟ چرا اینگونه است؟ به عنوان مثال چرا همیشه و همه جا منصف نیستیم؟

برای اینکار ابتدا لازم است تمرینی کنیم و بر روی کاغذ بنویسیم که به چه دلایلی آن چیز را که برای خود نمی‌پسندم برای دیگران می‌پسندیم و یا بالعکس چرا آن چیزی را که باری خود می‌پسندیم برای دیگران نمی‌پسندیم؟

نکاتی که در عمل کردن به موضوعات اخلاقی باید به آن‌ها توجه داشت:

۱- نیاز انسان به تذکر و شناخت؛ یکی از ویژگی‌های موضوعات اخلاقی این است که نیازمند به تازه شدن و نو شدن هستند. به عبارت دیگر انسان فراموش کار است و نیازمند به تذکر است. پس همیشه برای خود برنامه ای داشته باشیم که به نحوی را خود در معرض این تازه شدن و صیقل یافتن قرار دهیم. یکی از فلسفه‌های ارسال رسل از جانب خدا نیز همین تذکر و یادآوری بوده است.

۲- سستی و تنبلی در اراده؛ نکته دیگر آن است که در بعضی مواقع مقولات اخلاقی برای ما روشن و قابل درک است ولی نسبت به عمل کردن آن‌ها سستی و تنبلی می‌کنم و آن را اراده نمی‌کنم. که می‌توان این تعبیر را از آن کرد که به دنبال هوای نفس و نفع خودم هستم.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه چهارم

 

یادآوری: تا به اینجا گفته شد منظور از خانواده موفق داشتن احساس موفقیت در درون خانواده است. قرار بر این شد به بررسی چند اصل از اصول اخلاقی که شکل دهنده خانواده هستند بپردازیم. همچنین در حاشیه بحث به بررسی احکام الهی و تفاوت آن با احکام بشری پرداختیم و برخی از ویژگی‌های احکام الهی را برشمردیم. به «انصاف» به عنوان یکی از اصول مهم اخلاقی اشاره شد و دیدیم در روایات از آن به عنوان «سید الاعمال» تعبیر می‌شود. همچنین سخنانی پیرامون دو عرصه شناخت و عمل مطرح شد و گفته شد در برخی موارد علی رغم وجود شناخت، در عمل دچار غفلت می‌شویم. در همین زمینه به نکاتی پیرامون اصول اخلاقی اشاره شد: یکی نیازمندی به تذکر و دیگری دوری کردن از تنبلی و یا همان هوا پرستی.

دو شرط برای رعایت اصول اخلاقی

دو شرط برای رعایت اصول اخلاقی باید در هر شخص پدیدار گردد که اگر نباشد هرگونه تلاشی برای این امر بی نتیجه خواهد بود:

شرط اول: افزایش شناخت و تذکرپذیری، به این معنی که من خود پذیرای هرگونه تذکری از جانب اطرافیان باشم. تذکر پذیر بودن فرد سایرین را هم برای این موضوع آماده و مشتاق می‌سازد.

شرط دوم: کنار گذاشتن سستی و همت در عمل به اصول اخلاقی. زیرا اگر چنین ویژگی در فرد نباشد هرگونه تلاشی که پیش از آن در شناخت صورت گرفته است بی نتیجه خواهد بود.

ریشه اصلی غفلت نسبت به اصول اخلاقی

برای اینکه بتوانیم نسبت به ریشه یابی غفلت در اصول اخلاقی به لایه‌های پایین تر دست پیدا کنیم سه روش کلی وجود دارد:

روش اول: سیر کردن در خود. به این معنا که خود را بهتر بشناسیم زیرا که کسی بهتر از شخص خودمان نمی‌تواند درون ما را واکاوی کند.

روش دوم: مراجعه به تجربیات ابنا بشر. یعنی مطالعه کتب و نتایج تحقیقات کسانی که پژوهش‌هایی را نسبت به رفتار انسان داشته‌اند و یا مراجعه به کسانی که تجربه خوب و ارزشمندی را در زندگی داشته‌اند.

روش سوم: رجوع به کلام خالق. مراجعه به احکام، دستورات و توصیه‌های الهی که در دین خدا و به وسیله انبیاء او فرستاده است. دلیل جدا سازی این روش از روش دوم را هم قبلاً اشاره کردیم که کلام خدا دستورالعملی است از جانب خالق ما، ولی کلام بشر چیزی است که به تجربه به دست آمده و امکان وجود خطا و اشتباه در آن هست.

بزرگ‌ترین عیب؛ نظر به عیب دیگران

یکی از راه‌هایی که مردم در حیطه اصول اخلاقی به آن عمل می‌کنند که ما آن را در تقسیم بندی خودی جای ندادیم این است که به دیگران نظر می‌کنیم و به سرعت و گاهی اوقات با اختیار و از روی جستجو گری عیب‌های آن‌ها را می‌کاویم و این در حالتی است که خود ما دارای اشتباهاتی هستیم و از آن‌ها غافلیم. در روایتی از امام سجاد (علیه السلام) آمده است که برای مردم همین عیب بس است که نظر کنند به عیب دیگران.

دلایل عیب جویی

اصلی‌ترین عامل در ندیدن عیب خود آن است که از خود غافلیم و به خود توجهی نداریم. این در حالی است که زمان زیادی را صرف شناخت موضوعات و مباحث دیگری می‌کنیم. یکی از فریب‌های شیطان نیز همین است که ما را نسبت به خودمان غافل کند و این بسیار خطرناک است و باعث می‌شود تمام حواس و نظر من به دیگری باشد تا عیب او را بیابم و حتی به او تذکر و راهکار ارائه بدهم. دلیل دیگر نیز خود خواهی و خودبینی است و اصلاً خود را دارای عیب نمی‌دانیم.

اولیاء و انبیاء الهی به اینگونه رفتار نمی‌کردند که مردمان را به خوبی‌ها دعوت کنند و کارهای زشت آن‌ها را گوش زد کند و به خود بی توجه باشند. بلکه همیشه در خلوت خود و به هنگام عبادت در حال استغفار از خداوند بودند

راهکار چیست؟

با شناخت دلایل جزئی تر که موجب غفلت من نسبت به اصول اخلاقی می‌شود می‌بایست به دنبال راهکاری جهت رفع آن‌ها باشم. برای آنکه از خودم غافل نشوم می‌بایست برنامه ای داشته باشم که به صورتی زندگی کنم که خود را فراموش نکنم و دائما این تذکر را به خودم بدهم. نکته دوم اینکه توجه داشته باشم که از لذت جویی و خود پرستی و خود بینی فاصله بگیرم.

تفاوت فراموش کردن خود و خودبینی

این دو ویژگی با هم در تضاد نیستند بلکه منظور از «خود» در هر کدام متفاوت است. منظور از «خود» در فراموش کردن، از یاد بردن وجود خود است ولی در خودبینی منظور از «خود» هوا و نفس است یعنی فرد به دنبال لذت بردن است ولو به قیمت آسیب زدن به خودش و اتفاقاً چنین کسی نسبت به خود نیز غافل است و اگر نبود چنین انتخابی نمی‌کرد. چنین کسی است که کوچک‌ترین توجهی به اصلی نظیر انصاف ندارد زیرا برای او دیگران کوچک‌ترین اهمیتی ندارند که بخواهد برای آن‌ها چیزی را بپسندد که برای خود می‌پسندد.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه پنجم

یادآوری: گفته شد که هدف از این سیر بحث آن است که به احساس موفقیت دست پیدا کنیم. سه روش مطالعاتی را می‌توان در بحث دنبال نمود؛ اولین راه، سیر در درون بود. روش دوم استفاده از تجربیات انجام شده از سوی دیگران؛ و روش آخر پیروی از فرمایشات الهی و فرستادگان خدا که به آدمیان عطا شده است. گفته شد که روش آخر بسیار بهتر از سایر روش‌هاست و به نتایج بهتر و روشن تری می‌رسد. روش عملی در اجرای مسیر سوم آن است که انسی همیشگی نسبت به آیات و روایات پیدا کنیم وهر روز زمانی را به خواندن آن‌ها اختصاص دهیم. همچنین گفتیم که انصاف نشانه عقل است و خلاصه می‌شود در اینکه آنچه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند. در ادامه دلیل عمل نکردن به خوبی‌ها را بررسی کردیم و همچنین گفتیم دلیلی که موجب می‌شود در اخلاق دچار نقصان شویم این است که عیوب دیگران را به خوبی می‌یابیم و می‌شناسیم، در حالی که از عیوب خود کاملاً بی خبر هستیم.

بزرگ‌ترین مشکل من

تکبر و خودبینی بزرگ‌ترین مشکل و به عبارتی ریشه بسیاری از رذایل اخلاقی است.

هوا و هوس

در اجتماعاتی که در روزمره شرکت می‌کنیم همیشه در حال کنترل خود هستیم به صورتی که اصطلاحاً سایرین من را انسان با شخصیتی می‌شناسند. این در حالی است که در همه‌ی این اجتماعات همیشه صدا و نیرویی درونی من را به انجام خلاف آنچه مورد پسند عموم است وا می‌دارد که از این نیرو و قوه‌ی درونی به هوا و هوس تعبیر می‌شود.

همیشه این حس و گرایش درونی پلید و مضر نیست. اگر این قوه را هدایت شده و در چهارچوبی که خالق برای آن تعیین کرده است استفاده شود در راحتی و آسایش و رسیدن به کمال به ما کمک خواهد کرد. اگر این قوه نبود دیگر لذتی وجود نداشت.

تفاوت هوا پرستی و استفاده از هوای نفس

اینطور نیست که هوا و هوس همیشه مورد تهاجم باشد و آموزه‌های الهی با آن در جنگ و مقابله باشد. اگر چنین بود خداوند اصلاً چنین نیروی درونی را خلق نمی‌کرد. بلکه آموزه‌های دین راه و روش استفاده صحیح از این نیرو را به آدمی ارائه کرده است تا به وسیله آن به سعادت دست یابد. این قاعده ای است که در امور تربیتی توسط خود انسان‌ها نیز به کار گرفته می‌شود. اگر کسی چنین چهارچوبی را رعایت نکرد و این قوه را رها کرد به او هوا پرست گفته می‌شود.

عقل، موهبتی الهی

یکی از عجیب‌ترین و بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی عقل است. عقلی که کاملاً برای ما روشن می‌کند که با هوای نفس چگونه باید رفتار کرد. یعنی نه آن را سرکوب می‌کند و نه به آن اجازه کامل می‌دهد تا هر آنچه می‌خواهد تأمین شود. پس استفاده عاقلانه از هوای نفس می‌شود استفاده درست از هوا.

رابطه عُجب و خود پرستی با فراموشی خود

دو نیروی بزرگ در درون ما وجود دارد. یکی با عقل پیش می‌رود و به تکامل و رشد می‌رسد. و دیگری بی توجه به عقل پیش می‌رود و بدون توجه به زشتی و زیبایی افعال، صرفا به دنبال لذت جویی است. ولی عقل همیشه می‌گوید که خود را فراموش نکن و اسیر هوا یا همان «مَنِ لذت جو» نشو زیرا که در آخر نابودی را برای تو به همراه خواهد داشت. به عبارتی آدمی هم می‌تواند خودش را بدست خودش (به دست «مَنِ لذت جو») از بین ببرد و هم می‌تواند به وسیله خودش (منِ عاقل) خود را نجات دهد و به کمال برساند.

نکته دیگر که باید به آن اشاره کرد آن است که حرکت به سمت هر یک از این «من» ها فراموشی دیگری را در پی دارد. یعنی با حرکت به سمت «من لذت جو» (هوای نفس) مَنِ عاقلِ خود را به فراموشی می‌سپارم؛ و با حرکت به سمت «من عاقل» از چنگ «من لذت جو» رهایی می‌یابم.

توجه به تغییر همیشه کارساز است

ممکن است ما با توجه به این شناخت وارد فضای زندگی مشترک بشویم و یا بعد از ازدواج با این نکات آشنا شده باشیم؛ مهم نیست، مهم آن است که به اهمیت این شناخت و رسیدن به آن توجه داشته باشیم و زیرا هر موقع اقدام کنیم دیر نیست. مثل بسیاری از مطالب و کلاس‌های آموزشی. فقط نکته اصلی در این موضوع خواستن آدمی است که تا خواستن نباشد راه به جایی نمی‌برد.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه ششم

یادآوری: در ارتباط با خود خواهی و خودبینی به عنوان یکی از اصلی‌ترین مشکلات اخلاقی گفتگو شد و اینکه این عامل مانعی بزرگ در رسیدن به سعادت است. راه حل مقابله با این آفت را نیز بررسی کردیم و آن چیزی نبود جز توجه نکردن به خود لذت جو یا همان هوای نفس و توجه کردن به خودی که عاقل است. این نکته نیز بیان شد که خداوند مخالف با لذت و آن چیزی که نفس می‌خواهد نیست بلکه راه درست در بر آورده کردن این نیازها را بیان کرده است تا مسیری باشد برای اینکه آدمی به سعادت دست یابد.

راه حل‌های عملی در اصلاح اخلاق

همانطور که گفته شد همیشه و در هر مقطع زمانی، می‌توان خصوصیات اخلاقی را اصلاح کرد. برای این کار می‌توان به روش‌هایی کاربردی اشاره نمود:

۱- داشتن برنامه مطالعاتی مداوم که به ما در شناخت بهتر و کامل تر خودمان کمک کند.

۲- تصمیم بگیریم که این تغییر را به وجود بیاوریم، یعنی تمامی تمرکز و ذهن ما بر روی این تغییر باشد. و تا این خواستن نباشد به نتیجه نخواهیم رسید.

وضع موجود ما نسبت به آفت خود خواهی

چگونه می‌توان با معیار و محکی نسبت فعلی خود را با خود خواهی تعیین و بررسی کرد؟ برای این کار از نشانه‌هایی می‌توان استفاده کرد:

۱- اول اینکه اگر از ما درخواست که در چند ثانیه عیب‌های خود را بنویسیم چند عیب را به سرعت و بدون درنگ می‌توانیم ثبت کنیم؟

۲- دوم اینکه اگر از ما سؤال شود که در چند ثانیه عیب‌های اطرافیانی که با آن‌ها زندگی می‌کنیم را بنویسیم چند عیب را به سرعت می‌توانیم ثبت کنیم؟

اگر در سؤال اول موفق باشیم، نشانه آن است که از خود غافل نیستیم و همواره به دنبال کشف عیوب خود و اصلاح آن هستیم. ولی اگر در جواب به سؤال دوم موفق باشیم نشانه آن است که همواره توجه ما به دیگران و عیوب آن‌هاست و از خود غافل هستیم.

دیدن عیب دیگران

تنها از دو طریق است که انسان با عیوب دیگران رو به رو می‌شود؛ ۱- برخورد اتفاقی با عیبی از سمت دیگران ۲- جستجو و بررسی دیگران برای یافتن عیوب آن‌ها یا همان عیب جویی کردن.

روایاتی پیرامون عیب جویی کردن از دیگران

برخی از روایات که در ترک عیب جویی به ما کمک می‌کنند:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند:
طوبی لِمَن شَغَلُهُ عَیبُه عَن عُیوبُ الناس (نهج البلاغه – خطبه ۱۷۶).
خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب‌های مردم بازدارد.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند:
اَعْقَلُ النّاسِ مَنْ کانَ بِعَیبِهِ بَصیرا وَ عَنْ عَیبِ غَیرِهِ ضَریرا (غررالحکم، ص ۲۰۷).
عاقل‏ترین مردم کسی است که به عیب‏های خویش بینا و از عیوب دیگران، نابینا باشد.

راه درست در برخورد با عیب دیگران

ممکن است نحوه برخورد ما با عیب دیگران از طریق اتفاق و تصادف صورت پذیرد، در چنین حالتی که ما نیز قصد عیب جویی نداشته‌ایم کار خوب آن است که این عیب را با رعایت اخلاق به آن فرد هدیه دهیم. یعنی همان روشی که خدا در برخورد با بندگانش دارد و عیوب آن‌ها را در نزد یکدیگر آشکار نمی‌کند.

مذمت عیب جویی

از رذایلی که در تقبیح آن بسیار گفته شده است عیب جویی و آشکار نمودن عیوب دیگران است. روایات بسیاری در این زمینه نقل شده است و از شدت زشتی این عمل سخن به میان آمده است.

اگر بخشی از زندگی خود را به خودشناسی اختصاص دهیم بعد از مدتی به یک شناخت مطلوب از خود دست می‌یابیم که به وسیله آن می‌توانیم خود را اصلاح کرده و به سمت سعادت و هدایت حرکت کنیم. چناچه بسیاری از دانشمندان را می‌بینیم که قسمت اعظمی از عمر خود را صرف شناخت یک پدیده و یا یک جانور می‌کنند و در ارتباط با آن اطلاعات زیادی کسب می‌کنند.

 


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه هفتم

محبت کردن در خانواده

محبت کردن و محبت دیدن یکی از رفتارهای مهم و اساسی در برخوردهای اجتماعی و از جمله خانواده است. همانطور که گفته شد آدمی که متکبر و خودپسند است در انجام این رفتار به مشکل می‌افتد و نمی‌تواند به دیگران محبت ورزی کند. ممکن است بسیار شندیده باشیم که توصیه می‌کنند که باید همه انسان‌ها را دوست داشت و به آن‌ها محبت کرد. این تفکر کاملاً اشتباه است زیرا انسان‌هایی وجود دارند که به دیگران ظلم می‌کنند در حالی که به زشتی عمل خود واقف هستند. پس نباید به همه افراد با هر رفتاری محبت ورزید.

عشق و محبت هسته اصلی زندگی

عامل اصلی و تشکیل دهنده یک زندگی چیزی نیست جز عشق و محبت. چنانکه خداوند در آیه ۲۱ سوره روم می‌فرماید «وَمِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکنُوا إِلَیهَا وَجَعَلَ بَینَکم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِک لَآیاتٍ لِّقَوْمٍ یتَفَکرُونَ» و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آن‌ها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‏کنند. این در حالی است که خداوند می‌توانست خلقت را به صورتی رقم بزند که یا زوجی برای آدمی نباشد و یا اینکه زوج او را موجود دیگری قرار می‌داد. از نشانه‌های حیرت انگیز این قسمت از خلقت گرایش و کششی است که در زن و مرد نسبت به هم قرار داده شده است.

مرز بین سعادت و شقاوت

از نکاتی که می‌بایست به آن دقت داشت این است که همه‌ی نیازهایی که در درون آدمی وجود دارند و خداوند آن‌ها را خلق کرده است برای برطرف شدن آن‌ها یک راه و روش درستی در کنار سایر راه ها قرار داده شده است. به عنوان مثال همین گرایش مرد و زن به هم با عملی به نام ازدواج که قواعد و اصولی دارد قابل ارضاء شدن است ولی همینکه این نیاز به غیر از این راه پاسخ داده شود شقاوت و سختی را با خود به همراه خواهد داشت.

ازدواج پیوندی الهی در تمامی ادیان

از نکات جالب آن است که پیوند ازدواج در همه ادیان وجود دارد و این تأثیری که در مورد با عمل به این پیوند بیان شد در همه‌ی ادیان محقق شدنی است. زیرا روایت شده است که شخصی نزد حضرت از حرام زادگی شخصی سخن به میان آورد و در جواب حضرت دلیل چنین ادعایی را از او پرسید و آن شخص در جواب گفت به این دلیل که پدر و مادر او بر دین دیگری غیر از اسلام هستند و بعد حضرت در جواب او را سرزنش نمودند و فرمودند هر کس بر هر آئینی باشد و مطابق با آداب آن دین ازدواج کند پیوندی الهی را انجام داده است و فرزندان او حلال زاده هستند.

خانواده مرکز تولید محبت

خانواده ای که با یک پیوند الهی که باعث آرامش و ایجاد محبت و علاقه می‌شود درست شده باشد خود نیز مولد ارتباطات بعدی می‌شود که در واقع بر روی هم یک فامیل را تشکیل می‌دهد که همه‌ی افراد موجود در آن به هم وابسته هستند و نسبت به یکدیگر رابطه محبت آمیزی دارند. این خود یکی از زیبایی‌ها خلقت خداست.

من مؤثرترین عنصر در ایجاد محبت

در اجتماع خانواده که گفته شد کانون محبت و علاقه است کسی باید شروع کننده این اکسیر عظیم در خانواده باشد این فرد کسی نیست جز خود من. یعنی من بدون در نظر گرفتن رفتار بقیه با خودم و همچنین ایجاد توقع در درونم می‌بایست شروع کنم به محبت کردن به اطرافیانم. این محبت کردن، دوستی و علاقه سایرین نسبت به من را در پی خواهد داشت. و اینگونه آن محبتِ ریشه ای در خانواده می‌جوشد و رشد می‌کند.

چرا محبت نمی‌کنیم؟

حال با دانستن این نکات چرا من هیچوقت شروع کننده این محبت نبوده و نیستم؟ دلیل این امر روشن است زیرا محبت کردن و دوست داشتن سایرین نیازمند یک تواضع و فروتنی است که آدمی به صورت ناخودآگاه تمایل ندارد کبر خود را کنار بگذارد و این لباس خشوع و خضوع را بر تن کند.

نکته اصلی در محبت کردن

چیزی که می‌بایست در این باب مد نظر داشته باشیم آن است که همیشه حواس و توجهمان معطوف به خودمان باشد که آیا وظیفه خود در رابطه با ابراز محبت به دیگران را به درستی انجام داده‌ام یا خیر. نه اینکه تنها به دنبال بازرسی و سنجش محبت سایرین نسبت به خود باشم. باید بدانیم که اولین کسی که از محبت لذت می‌برد و بهره مند می‌شود خود فرد است.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه هشتم

 

تمرین عملی: در یک کاغذ در سمت راست آن اشخاص مورد علاقه خود و در سمت چپ افرادی را که از آن‌ها دوری می‌کنید و بدتان می‌آید را بنویسید و بعد دلیل دوست داشتن گروه سمت راست و دلیل بیزاری و دوری از گروه سمت چپ را بنویسید. با کمی بررسی می‌بینیم که این دلایل باهمدیگر همخوانی دارد و نمی‌تواند تناقضی در آن مشاهده کرد. یعنی به عنوان مثال شما از تمیزی یک شخص خوشتان می‌آید و از طرفی از کثیف بودن فرد دیگری بدتان می‌آید.

خوبی‌ها و بدی‌ها برای همه یکسان است.

بعد از تمرینی که ارائه شد به یک نتیجه واضح و روشن خواهیم رسید و آن این است که صفات مورد پسند و همچنین ویژگی‌های ناپسند در همه افراد مشترک است و همه خوبی صفات پسندیده و بدی ویژگی‌های بد را درک می‌کنند. از این رو به راحتی می‌توان سایرین را درک کرد. البته نباید فراموش کرد که آدمی می‌تواند این ادراک خدادادی را دچار نقص کند به صورتی که خود را به سمت بدی‌ها سوق دهد و از خوبی‌ها فاصله بگیرد.

محبت امری است قاعده‌مند.

نتیجه دیگری که از این تمرین بدست آمد این است که محبت، بی قاعده و بی کران نیست. بلکه هر کسی به موارد و موضوعاتی خاص علاقه‌مند می‌شود و هر کدام را نسبت به دیگری متفاوت دوست دارد.

نشانه خوبی و بدی

نشانه خوبی یک انسان این است که خوبی‌ها را دوست دارد و به سمت آن‌ها میل دارد. نشانه بدی یک شخص نیز گرایش او به بدی‌ها و زندگی کردن با بدی‌هاست.

خداوند و دوست داشتن نیکی‌ها و دوری از بدی‌ها

وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ (بقره / ۱۹۵)

الَّذینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمینَ الْغَیظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ (آل عمران / ۱۹۵)

وَلاتَعْتَدُوا اِنَ اللَّهَ لایُحِبُ الْمُعْتَدینَ (بقره / ۱۹۰)

وَ اللَّهُ لا یحِبُّ الظَّالِمینَ (آل عمران / ۵۷)

با مشاهده این آیات می‌بینیم ما نیز نسبت به این ویژگی‌ها و افرادی که دارای این صفات هستند رفتاری مشابه داریم. یعنی فطرت خدایی ما نیکی‌ها را دوست دارد و به آن‌ها گرایش می‌کند و بدی‌ها دوست ندارد و از آن‌ها بی زار است.

محبت و عشق ورزی در خانواده

بعد از تشکیل خانواده بر مبنای اصول و قواعد انتخاب همسر، دیگر زمان عشق ورزیدن و محبت کردن به همسر و در آینده به فرزندان فرا می‌رسد. دیگر زمان عیب جویی و متوقع بودن از سایرین نیست. این علاقه‌مندی و عشق باعث تربیت درست فرزندان می‌شود زیرا آدمی دوست می‌دارد تا فرزند او نیز خوبی‌ها را دوست داشته باشد و از بدی‌ها دوری کند این در حالی است که ما چنین دیدی را نسبت به سایرین نداریم.

بهترین مدل تربیت

بهترین و زودبازده‌ترین مدل تربیت که از ماندگاری بالایی نیز برخوردار است چیزی نیست جز محبت ورزی. و این روش خواستگاهی جز من ندارد و من باید آغازگر آن باشم. تکبر آفت چنین روشی است و می‌بایست از آن دوری کرد.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه نهم

یادآوری: در جلسه قبل دلیل بیشترین مشکلات درونی خانواده را شناختیم که چیزی نیست جز تکبر. در ادامه متوجه شدیم کسی که به تکبر دچار است نمی‌تواند مهرورزی کند. همچنین گفتیم برای ایجاد محبت در بستر خانواده تنها لازم است که خود ما آغازگر آن باشیم و جرقه‌ی آن را بزنیم و منتظر دیگران نباشیم. البته این کار نیازمند تمرین است که به آن اشاره شد.

همنشینی و دوست داشتن

از جمله مقولات مهمی که همگی به آن توجه داریم این است که با چه کسانی رفت و آمد می‌کنیم و نشست و بر خواست داریم. همیشه انتخاب ما برای این همنشینی افرادی است باشخصیت و متین و گریزان هستیم از همنشینی با افرادی که پست و فرومایه هستند. نکته ای که در این موضوع قابل تعمل است این است که همه کسانی که در اطراف ما قرار دارند و ما با آن‌ها در تعامل هستیم برای عده ای بسیار دوست داشتنی هستند. مثلاً همکار ما برای همسرش بسیار عزیز است و برای فرزندانش بهترین پدر ولی برای ما در حد یک همکار معمولی. پس دوست داشتن امری است اختیاری که به دست خود افراد رقم می‌خورد.

برای برقرارکردن «دوست داشتن» چه باید کرد؟

همانطور که گفته شد مخاطب اصلی ما افرادی هستند که خانواده تشکیل داده‌اند. همه‌ی ما به یاد داریم که زمانی همسرمان برایمان دوست‌داشتنی‌ترین فرد بود. ولی چه شد که دیگر این علاقه مندی را نسبت به هم نداریم؟

این دوست داشتن در دست ماست و ما باید کاری کنیم تا محیط اطراف خود را برای خودمان دوست‌داشتنی کنیم. برای شروع این کار می‌بایست همان تمرینی که در جلسه قبل مطرح شد را انجام دهیم و همانطور که گفته شد در این تمرین ویژگی‌های مثبت اطرافیان خود را می‌نویسیم؛ همین امر سبب ایجاد دلیل و دلایلی برای دوست داشتن آن‌ها می‌شود.

سه نکته اصلی در معماری خانواده

بر اساس بحثی که تا اینجا انجام شد سه نکته در سامان دادن خانواده اهمیت دارند:

۱- محیط خانه و خانواده‌ی من می‌بایست دوست داشتنی باشند.

۲- محیط اطراف من هرچه بی‌عیب‌تر و کم‌عیب‌تر باشد زندگی و رشد در آن راحت تر و لذت بخش تر خواهد بود. لذت بردن و دوست داشتن امری است که کلید آن در دست من است نه کس دیگر.

۳- شخصیت قائل شدن برای یکدیگر در کانون خانواده

شخصیت عامل احترام کردن و محبت ورزیدن به دیگران

از عوامل تعیین کننده در روابط اجتماعی که باید به آن توجه داشت عامل «شخصیت» است. موضوعی که به واسطه آن دیگران برای ما احترام و منزلت پیدا می‌کنند و از این رو میزان و کیفیت محبت ورزی ما به آن‌ها شکل می‌یابد. در خانواده نیز این اصل برقرار است و باید به آن توجه نمود. از این رو در محیط خانواده باید تلاش داشت تا با رفتار خود به دیگران شخصیت ببخشیم، به عنوان مثال در انتخاب الفاظ برای صدا کردن همسر و فرزند خود دقت کنیم. البته اگر تاکنون توجهی به این امر نداشتیم برایمان سخت جلوه می‌کند ولی همین نکات کوچک ناخواسته احترام میان اعضای خانواده را شکل می‌دهد. نکته دیگر در بحث احترام این است که آدمی نسبت به کسانی که علاقه‌مند است (هرچند اندک) می‌تواند این کار را انجام دهد و اگر تنفری در میان باشد این موضوع محقق شدنی نیست.

«من» اصلی‌ترین عنصر در تشکیل خانواده موفق

پس تا اینجا متوجه شدیم عوامل تعیین کننده در تشکیل خانواده موفق، از قبیل دوست داشتنی کردن محیط خانواده، دوست داشتن دیگران و احترام به دیگران، همگی عواملی هستند که به دست «من» رقم می‌خورد و هیچکدام از محیط بیرون انجام نمی‌شود. اگر من موفق به انجام همه این اقدامات شوم در آخر خودم از آن‌ها بهره مند می‌شوم و سود می‌برم.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه دهم

یادآوری: دیدیم که تکبر اصلی‌ترین آفت در تشکیل خانواده موفق است. همچنین مشاهده شد که همگی خواستار داشتن خانواده و محیطی هستیم که افراد اطراف ما انسان‌هایی باشند دوست داشتنی و با شخصیت و قابل احترام. از این رو به گفتگو نشستیم که آفریننده‌ی این شرایط نیز کسی نیست جز خود ما و اگر هم تاکنون از زندگی خود لذت نمی‌بردیم خود ما مقصر و عامل اصلی آن بوده‌ایم. به این نکته نیز اشاره کردیم که اگر که ما خودمان دست به این اصلاح بزنیم اولین کسی که از آن بهره مند می‌شود کسی نیز جز خود ما.

دوست داشتن و حد و حدود آن

همانطورکه پیش تر نیز اشاره شد می‌توان همه‌ی افراد را دوست داشت البته به غیر از آن‌هایی را که همگی زشتی و پلیدی آن‌ها را به روشنی می‌یابیم. همانطور که خداوند نیز در قرآن اشاره می‌کند که عده ای را دوست دارد و از عده دیگری بیزار است.

تکریم کردن یکی از کلیدهای اصلی در تربیت

از نکات مهمی که در علم تربیت به آن اشاره می‌شود این است که با متربی خود با کرامت برخورد کنید و خطا و لغزش او را مستقیماً به او گوش زد نکنید بلکه از طریق غیر مستقیم و با احترام او را نسبت به اشتباهش آگاه سازید تا شخصیت و احترام او نیز حفظ گردد. این دقیقاً رفتاری است که خداوند در ارتباط با بندگانش انجام می‌دهد. یعنی بعد از انجام معصیت با آرامش او را دعوت به استغفار و توبه می‌کند و از او می‌خواهد که به مسیر درست بازگردد.

قانونمندی، ویژگی خانواده موفق

از دیگر عوامل مؤثر در یک خانواده موفق که همه افراد بر آن صحه می‌گذارند قانومندی فضای خانواده است. اگر این عامل در یک خانواده برقرار نباشد و هرکس به هر صورتی که بخواهد رفتار کند دیگر چنین فضایی قابل تحمل نخواهد بود. با کمی دقت می‌بینیم که همین برقراری قانون و مقررات خود یکی از عوامل ایجاد کننده ساختار برای روابط و رفتار اعضای خانواده و همچنین وظایف افراد در خانواده است و در واقع نبود آن یک نوع بی قیدی را با خود به همراه می‌آورد.

خانواده‌هایی که دارای یک قانونمندی هستند عموماً از یک بزرگ‌تر و ولی برخوردار هستند که قواعد و ضوابط را او تعیین می‌کند به عبارت دیگر هر خانواده موفق نیازمند یک ولی و سرپرست است و کسی بهتر از خدا برای این جایگاه وجود ندارد. زیرا قواعدی که او برای زندگی گذاشته است بر اساس خلقت ماست و اشتباه و خطایی در آن نیست.

نظارت خدا مایه آرامش است

دیگر ویژگی ای که ولایت خدا بر زندگی ایجاد می‌کند این است که در سختی‌ها و مشکلات دیگر دچار ناراحتی و تشویش نمی‌شویم زیرا می دانیم که خداوند ناظر بر تک تک لحظه‌هایی است که بر ما می‌گذرد و حساب هیچ یک از اعمال ما از احاطه او خارج نمی‌شود. و تحت چنین نظارتی است که جواب دادن بدی با خوبی ممکن می‌شود و همچنین دلپذیر جلوه می‌کند.

 


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه یازدهم

در جلسات گذشته به این نتیجه رسیدیم که تکبر مهم‌ترین مانع در داشتن یک خانواده موفق محسوب می‌شود و در مقابل محبت ورزی و دوست داشتن سایرین اکسیری است که در رسیدن به احساس موفق بودن یک خانواده کمک می‌کند. همه‌ی این مطالب در سایه این نکته بود که مخاطب تمامی این موضوعات تنها خود «من» هستم.
از ویژگی‌های محبت ورزی این بود که کمتر به عیوب دیگران توجه می‌کنیم این باعث می‌شود افراد پیرامون من اشخاصی باشند که دوست داشتنی هستند.
بحث دیگری که مطرح شد بحث قاعده و قانون در خانواده بود و اینکه هیچ کسی بی قانونی را در این فضا نمی‌پسندد. در ادامه دیدیم بهترین مرجعی که می‌توان برای قانون گذاری در چارچوب خانواده انتخاب کرد خداست. زیرا او خالق من است و بر احوالات من کاملاً آگاهی دارد. ویژگی دیگر این انتخاب آن است که در سختی‌ها و مشکلات زندگی بی‌تاب نمی‌شوم زیرا که خداوند را ناظر بر احوال خویش می‌یابم.

شناخت درست خداوند باعث آرامش می‌شود

از میان صفات مختلف خداوند دو صفت سمیع و بصیر بودن خدا بسیار استفاده می‌شود. زمانی که این صفات را می‌شنوید به یاد چه می افتید؟ عموماً برای تذکر دادن به کسی در هنگام انجام یک عمل ناپسند به او می گوییم که مراقب باش که خدا می‌بیند و می‌شنود. ولی می‌توان این صفت را به غیر از چنین موقعیتی نیز دید. مثلاً به هنگام سختی‌ها و مشکلات و یا زمانی که تنها مانده‌ایم؛ با توجه به این صفات خدای متعال و به واسطه آن خیالمان راحت شود که خداوند ما را می‌بیند و می‌شنود.

چگونه خدا را در زندگی وارد کنم؟

در این رابطه توصیه‌هایی از جانب ائمه (علیهم السلام) شده است. اصلی‌ترین این توصیه‌ها «نماز» است. نماز علاوه بر اینکه نشان دهنده شکرگزاری ما نسبت به خدای متعال است، فلسفه دیگری هم دارد و آن ارتباط با خداوند است. البته کارکردهای دیگری نیز در نماز نهفته است.

حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام می‌فرمایند: فَفَرَضَ اللّه ُ الاْیمانَ تَطْهیرا مِنَ الشِّرْک وَ الصَّلاهَ تَنزیهاً عَن الکِبرِ؛ خداوند ایمان را برای پاکی از شرک و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی قرار داد.
پس دوری از کبر که ریشه اصلی بسیاری از مشکلات بود به وسیله نماز ممکن است و در این شکی نیست زیرا که خداوند چنین امری را قرار داده است و تعیین کرده است.

کبر عنصری نا مطلوب برای خود من

همانطور که گفته شد یکی از آفت‌های اصلی در زندگی تکبر است. باید دقت داشت که این کبر نه تنها دیگران را آزار می‌دهد و از من دور می‌کند بلکه خود من نیز از آن خسارت می‌بینم زیرا ماهیت و ذات آن ناپسند و نامطلوب است.

چقدر از تکبر به دور هستم؟

همانطور که گفته شد یکی از راه‌های دوری از کبر و خود بزرگ بینی که خداوند آن را تعیین و بیان کرده است «نماز» است. حال برای اینکه ببینیم به چه میزان به سمت کبر گرایش داریم کافی است ببینیم که جایگاه و مقام نماز در زندگی روزمره ما به چه صورت است. هر چقدر نسبت به خود نماز، زمان آن، محل آن، حضور قلب به هنگام نماز و … اهمیت قائل باشیم و در خانواده ما مورد توجه باشد به همان نسبت از کبر و خودبینی به دور هستیم.

خواندن قرآن، راهکار دیگر در وارد کردن خدا به زندگی

راه دیگری که باید به آن توجه داشت این است که بگذاریم خداوند با ما صحبت کند و صحبت او را با گوش جان فرا گیریم. این روش محقق شدنی نیست مگر به خواند کلام خدا یا همان قرآن. خواندنی که به قصد شنیدن باشد و نه فقط خواندن و عبور کردن. چنین خواندنی است که خانه را با نور پر می‌کند.

پیامبر اکبر (صلی الله علیه و آله):

نَوّرُوا بُیوتَکمْ بِتِلَاوَهِ الْقُرْآنِ…
با تلاوت قرآن، خانه‌هایتان را روشن کنید…

پس می‌بایست برنامه‌ای روزانه در تلاوت قرآن تعیین کرد و باید دقت داشت این برنامه ریزی متناسب با زمانی که می‌توانیم اختصاص دهیم باشد.

خواندن قرآن داروی قساوت قلب است و مانند قطره‌های آبی است که با گذر زمان دل سنگ را سوراخ می‌کنند و در آن نفوذ می‌کنند.

مناجات با خدا، سومین روش عملی در وارد کردن خدا به زندگی

راه دیگر که می‌توان به آن تمسک جست مناجات و گفتگو با خداست. بهترین مرجع و منبع برای شروع این فعالیت ادعیه‌ای است که به نقل از ائمه (علیهم السلام) به دست ما رسیده است. بعد از مدتی تفکر در معانی این ادعیه به اصطلاح زبان ما در دعا باز خواهد شد و به راحتی با خدا به گفتگو خواهیم نشست.


اصول خانواده موفق

اصول خانواده موفق – جلسه دوازده ام

یادآوری: در ارتباط با دو مقوله اساسی که در مقابل هم قرار دارند صحبت کردیم. این دو چیزی نبودند جز «محبت» و «تکبر». در ادامه با راهکاری عملی برای دوری از کبر آشنا شدیم: «نماز». همچنین به قرائت قرآن و مناجات با خداوند به عنوان راهکارهای دیگر عملی در زندگی کردن با خدا اشاره شد.

به ناظر بودن خداوند بیشتر توجه کنیم.

همه بحث‌هایی که ما تا به این جلسه داشتیم به خاطر این بود که اصطلاحاً خدا را وارد زندگی و خانواده خود کنیم در حالی که خداوند همیشه و در همه جا حضور دارد. ولی مهم باور و به تبع آن رفتاری است که از ما سر می زند. در خیلی از مواقع به هنگام حضور در برخی اجتماعات مراعات سایر افراد را می‌کنیم و هر عملی را در حضور آن‌ها انجام نمی‌دهیم ولی چنین دیدی را نسبت به خدا نداریم در حالی که او در مخفی‌ترین زمان‌ها و مکان‌ها حضور دارد و همراه ماست.

رفتار درست در پیشگاه خدا چیست؟

همانطورکه گفته شد خدا در همه جا حضور دارد، بهترین روش در پیشگاه چنین حقیقتی چیست؟ مشخص است ادب کردن و مؤدب بودن بهترین رفتار است که دین از آن تعبیر به «تقوا» می‌کند و مردم را مرتباً به آن فرا می‌خواند.

آیات و روایات پیرامون تقوای الهی

در هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطبه‌ی مربوط به فضیلت ماه مبارک رمضان را ایراد می‌کردند امیرالمؤمنین (علیه السلام) از آن حضرت پرسیدند: «ای پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟» آن حضرت در پاسخ فرمودند:

ای ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه، پرهیز از حرام‌های الهی است.

همچنین در جایی دیگر امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند:

التقوی رئیس الاخلاق.

خداوند نیز در آیه ۲۷ سوره مائده می‌فرمایند:

إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ.

آفات تقوی

همانطور که تمرینات و توجه می‌تواند به تقوا کمک کند از طرف دیگر موضوعاتی نیز وجود دارد که آفت تقوا هستند و آن را تحث تأثیر قرار می‌دهند. لذا می‌بایست به آن‌ها توجه داشت.

همنشینی یکی از آفات اصلی

یکی از این موارد همنشین است. همنشینی بسیار تأثیر گذار است و باید به آن توجه داشت تا اطرافیان ما اشخاصی باشند که صادق و سالم هستند و نه دروغگو، راحت طلب، بد قول، بدعمل و… . به عنوان مثال اگر همنشین من انسانی باشد دروغگو بر روی من نیز تأثیرگذار خواهد بود. البته منظور از دروغگویی به صراحت مطلبی را خلاف واقع گفتن نیست. مثلاً کسی که از هر موضوعی و راجع به هر شخصی بدون هیچگونه سند و مدرکی مطالبی را عنوان می‌کند دروغگو ست. باید دقت شود که منظور از «همنشینی»، مرحله‌ای قبل از مرحله صمیمیت و یا به اصطلاح برادری است و مربوط می‌شود به همین نشست و برخاست عادی.

تجسس در زندگی دیگران

یکی از رفتارهای غلط که ما را از تقوا دور می‌کند تجسس در زندگی دیگران است که باعث می‌شود تمامی زندگی من در نظرم تاریک جلوه کند. چنین انسانی هیچگاه آسایش ندارد چون همیشه در ناراحتی و اضطراب است. در دین نیز بسیار به ترک چنین رفتاری اشاره شده است و از آن به «ترک ما لا یعنی» تعبیر می‌کند.

1+

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar